سديد الدين محمد عوفى
486
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گفتى « 1 » : اى خواجه خيانت مكن كه عاقبت آن وخيم است . خواجه « 2 » بدان التفات نكردى « 3 » . روزى گوسفندان در دامن كوهى بودند ، ناگاه در آن كوه « 4 » بارانى « 5 » عظيم آمد « 6 » و سيلى شگرف روان شد « 7 » و جمله گوسفندان را « 8 » ببرد . پس شبان بىگوسفندان « 9 » به نزديك خواجه آمد ، گفت : چرا گوسفند نياوردى ؟ گفت : اى خواجه آن آبها كه با شير مىآميختى جمله جمع شد « 10 » و سيلى گشت و گوسفندان را « 11 » ببرد ، تا عاقلان را معلوم شود كه چنان كه در تقدير « 12 » شركت نيست در خيانت بركت نيست . حكايت ( 2 ) آوردهاند كه در عهد پادشاهى گشتاسب وزيرى بود كه او را راستروش خواندندى « 13 » و به سبب اين نام گشتاسب او را اعزاز و اكرام فرمودى « 14 » و از راه تفأل « 15 » او را از « 16 » همهء وزرا « 17 » بزرگتر داشتى و « 18 » ترحيب و تقريب او « 19 » زيادت فرمودى . اين راستروش مر « 20 » گشتاسب را بر مصادرهء رعيت تحريض كرد و ظلم و ستم را « 21 » در نظر او جلوه داد و آن را سبب آبادانى خزانه و انتظام امور ملك خواند « 22 » و دست ظلم و تعدى برگشاد
--> ( 1 ) - متن و مپ 2 : گفت ( 2 ) - مج : و او ( 3 ) - متن و مپ 2 : نكرد ( 4 ) - مپ 2 - در آن كوه ( 5 ) - مپ 2 : باران ( 6 ) - مپ 2 - عظيم آمد ( 7 ) - مپ 2 : عظيم آمد ( 8 ) - متن - را ( 9 ) - متن و مج : گوسفند ( 10 ) - مج : شدند ( 11 ) - مپ 2 و مج : گوسپندان ترا ( 12 ) - مپ 2 : تقرير ( 13 ) - مپ 2 : نام بود ( 14 ) - مپ 2 : عزيز داشت ( 15 ) - مپ 2 - از راه تفأل ( 16 ) - متن و بنياد : بر ( 17 ) - مپ 2 + ديگر ( 18 ) - مپ 2 - بزرگتر داشتى و ، مج + در ( 19 ) - مپ 2 - او ، مج : وى + مبالغت ( 20 ) - مپ 2 - مر ( 21 ) - مپ 2 - را ( 22 ) - مپ 2 و مج : دانست